مضمون :
« روز طالقان از آن فضل بود « و پيش از آن روزى داشت كه به نزد خاقان فرود آمد « مانند دو روز پياپى وى كه در دو غزا بود « دو روزى نبود « مرزها را استوار كرد و الفت هاشميان را « از آن پس كه به پراكندگى رفته بود
( 244 « پس آورد كه جمع آن به هم پيوست « حكم وى جمع هاشميان را « از اينكه دو شمشير ميانشان برهنه شود « محفوظ داشت « حكم اينست نه آنچه از تدليس آن « جدايى بالا گرفت و حكمان متفرق شدند . » فضل يكصد هزار درم به دو بخشيد و خلعت داد و ابراهيم آن را به آهنگ خواند .
عبد الله بن موسى حسنى گويد : وقتى يحيى بن عبد الله از ديلم بيامد در خانه على ابن ابى طالب به نزد وى رفتم ، گفتمش : « اى پسر عم ، پس از تو خبر گويى نيست و پس از من خبر نيوشى نيست ، خبر خويش را با من بگوى . » گفت : « اى برادر زاده ، به خدا چنان بودم كه حيى بن اخطب ضمن شعرى گفته بود :
« به دينت قسم « ابن اخطب خويشتن را ملامت نمىكند « كه هر كه را خدا يارى نكند
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5243
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٢٤٣