در آن جاى گرفتند .
در اين سال هارون الرشيد ، از مدينة السلام به سالارى حج رفت و مردم مكه و مدينه را عطيهء بسيار داد و مال بسيار ميانشان تقسيم كرد .
به قولى در اين سال ، هم به حج رفت و هم غزا كرد . داود بن زرين در اين باب شعرى گويد به اين مضمون :
« به وجود هارون « نور در همه شهرها پرتوافكن شد « و شريعت از عدالت رفتار وى پا گرفت « پيشوايى كه اشتغال وى به كار خداست « و بيشتر از همه به غزا و حج ميپردازد .
« وقتى منظر درخشان وى بر مردمان عيان شود « چشمان مردمان تاب نور چهره اش را نيارد « امين خداى هارون بخشنده « هر چه را اميد دارد به چند برابر آن رسد . » غزاى تابستانى اين سال را سليمان بن عبد الله بكايى كرد .
در اين سال عامل مدينه اسحاق بن سليمان هاشمى بود . عامل مكه و طايف عبيد الله بن قثم بود . عامل كوفه موسى بن عيسى بود ، و پسرش عباس نايب وى بر آنجا بود . عامل بصره و بحرين و فرض و عمان و يمامه و ولايت اهواز و فارس محمد بن - سليمان بن على بود .
( 235 آنگاه سال صد و هفتاد و يكم در آمد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5232
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٢٣٢