سخن از خبر وفات ابو جعفر منصور
گويد : در اين سال ابو جعفر از مدينة السلام به آهنگ مكه حركت كرد در ماه شوال ، چنان كه گويند به نزد قصر عبدويه فرود آمد و به هنگامى كه آنجا اقامت داشت ، سه روز از شوال مانده ، پس از روشنى صبحدم ستاره اى فرو افتاد و اثر آن تا هنگام بر آمدن خورشيد آشكار بود ، آنگاه به كوفه رفت و در رصافه فرود آمد و چند روز از ذى قعده رفته به قصد حج و عمره از آنجا برون شد قربانى همراه برد و علامت نهاد و قلاده بست و چون چند منزل از كوفه سپرد ، به بيمارىاى كه از آن در گذشت مبتلا شد .
در بارهء سبب بيمارىاى كه از آن در گذشت اختلاف كردهاند .
محمد بن سليمان نوفلى گويد : منصور غذاى خويش را هضم نمىكرد و از اين ، به متطببان شكوه مىكرد و از آنها مىخواست كه براى وى گوارشها [ 1 ] فراهم كنند ، اما اين را خوش نداشتند و به دو مىگفتند : غذا كمتر بخورد مىگفتند كه گوارشها غذا را زود هضم مىكند اما عوارضى پديد مىآورد كه سختتر از آنست .
عاقبت يكى از طبيبان هند به نزد وى آمد و به دو همان گفت كه ديگران گفته بودند و گردهايى از ادويهء معطر و داروهاى گرم براى او فراهم مىكرد كه گوارش خشك بود كه مىخورد و غذايش را هضم مىكرد و او را ستود .
گويد : بسيارى از متطببان عراق به من گفتند : به خدا ابو جعفر نخواهد مرد مگر از شكم روش .
گويد : به دو گفتم : « از كجا مىدانى ؟ »
هامش
[ 1 ] كلمهء متن : جوارشنات ، جمع جوارشن ، معرب تحريف شده گوارش يا گوارشت پارسى . م .