تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5055

مساهمون:

ص٥٠٥٥
« شاهىاى داشته اى « و كار به دست كسى جز تو مىافتد . » و اين آشفتگى و غم كه مىبينى به سبب چيزى است كه شنيده‌ام و ديده‌ام . گفتم : « اى امير مؤمنان نكو ديده اى . » گويد : چيزى نگذشت كه براى حج برون شد و در آن سفر بمرد . پايان جلد يازدهم