تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4961

مساهمون:

ص٤٩٦١
گويد : غلام چنان كرد كه مولاى وى گفته بود چنان كه نزديك بود استر را بر دنباله اش بيفكند ؟ مضريان از اين خشمگين شدند و گفتند : « چرا با پير ما چنين مىكنند ؟ » و يكى از آنها به غلام خويش گفت : « دست اين برده را قطع كن . » و او به طرف غلام مرد يمانى رفت و دست او را قطع كرد . دو قبيله به فخر نمايى پرداختند و قثم استر خويش را پس فرستاد و به نزد امير مؤمنان وارد شد . گويد : از آن پس در سپاه تفرقه افتاد . مضريان گروهى شدند ، يمنيان گروهى شدند ، خراسانيان گروهى شدند و مردم ربيعه گروهى شدند . قثم به ابو جعفر گفت : « ميان سپاهت تفرقه افكندم و آنها را دسته ها كردم كه هر دسته بيم دارد كه اگر حادثه اى براى تو انگيزد آن را با دستهء ديگر بزنى ، اينك تدبير ديگرى مانده است . » گفت : « چيست ؟ » گفت : « پسرت را بدان سوى فرست و در آنجا در قصرى جاى بده و او را جا به جا كن ، گروهى از سپاه خويش را نيز با وى جا به جا كن كه آنجا شهرى شود و اينجا شهرى شود ، اگر مردم اين سوى تباهى كردند آنها را با مردم آن سوى مىزنى و اگر مردم آن سوى تباهى كردند آنها را با مردم اين سوى مىزنى . اگر مضريان تباهى كردند آنها را با يمنيان و خراسانيان و ربيعه مىزنى ، اگر يمنيان تباهى كردند آنها را با مضريانى كه مطيع تواند و ديگران مىزنى . » گويد : منصور دستور و رأى وى را پذيرفت و كار ملكش استقرار يافت و بدين سبب بود كه در جانب شرقى ، رصافه را بنيان نهاد و سرداران را در آنجا تيول داد . گويد : كار تيولهاى سمت شرقى به دست صالح مصلى دار بود كه او نيز در مورد اضافه تيولها چنان كرد كه ابو العباس طوسى با اضافهء تيولهاى سمت غربى كرده
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4961 | محمد بن جرير الطبري / ابوالقاسم پاينده