اين مضمون :
« خراسان از پس بيم « از ستم حاكمان طماع جبار « امان يافت « وقتى يوسف از آنچه خراسان ديده بود « خبر يافت « نصر بن سيار را به يارى آن برگزيد »
گويد : فرمان نصر در رجب سال يكصد و بيستم به نزد وى آمد . بخترى به دو گفت : « فرمان خويش را بخوان و با كسان سخن كن » گويد : پس او با كسان سخن كرد و ضمن سخنان خويش گفت : « ياران ما ! به روش خويش پابند باشيد كه ما نيك و بد شما را شناختهايم . » در اين سال محمد بن هشام سالار حج بود ، اين را از ابو معشر روايت كردهاند ، به قولى كسى كه در اين سال سالار حج بود سليمان بن هشام بود ، به قولى ديگر يزيد بن هشام سالار حج بود .
در اين سال عامل مدينه و مكه و طايف محمد بن هشام بود .
عامل عراق و همه مشرق يوسف بن عمر بود .
عامل خراسان نصر بن سيار بود و به قولى جعفر بن حنظله بود .
عامل بصره كثير بن عبد الله سلمى بود از جانب يوسف بن عمر و قضاى آنجا با عامر بن عبيدهء باهلى بود .
عامل ارمينيه و آذربيجان مروان بن محمد بود . قضاى كوفه با ابن شبرمه بود .
پس از آن سال صد و بيست و يكم در آمد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4248
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٤٢٤٨