تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4588

مساهمون:

ص٤٥٨٨
بن عطيه نوشته و دستور داده بود كار حج را عهده كند . وى در يمن بود و كار وى چنان بود كه از پيش آورده‌ام . و چون عموى وليد بن عروه تأخير كرد نامه اى از جانب وى ساخت كه به او دستور مىداد كه كار حج را عهده كند و او سالار حج شد . به قولى : وليد بن عروه وقتى از كشته شدن عموى خويش ، عبد الملك ، خبر يافت سوى قاتلان وى رفت و بسيار كس از آنها را بكشت و شكم زنانشان را دريد و كودكانشان را بكشت و هر كس از آنها را كه به دست آورد به آتش بسوخت . در اين سال عامل مكه و مدينه و طائف وليد بن عروهء سعدى بود از جانب عموى خويش عبد الملك بن محمد . عامل عراق يزيد بن عمر بن هبيره بود . قضاى كوفه با حجاج بن عاصم محاربى بود . قضاى بصره با عباد بن منصور ناجى بود . آنگاه سال صد و سى و دوم در آمد .

سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و سى و دوم بود

از جمله حوادث سال هلاكت قحطبة بن شبيب بود .

سخن از خبر هلاكت قحطبه بن شبيب و سبب آن

سبب چنان بود كه وقتى قحطبه كه سوى ابن هبيره مىرفت در خانقين فرود آمد ، ابن هبيره از جلولا سوى دسكره رفت و چنان كه گفته‌اند قحطبه پسر خويش حسن را به طليعه دارى فرستاد تا خبر ابن هبيره را معلوم وى دارد . ابن هبيره سوى خندق خويش بازگشته بود كه در جلولا بود ، حسن او را در خندقش يافت و پيش پدر بازگشت و جاى ابن هبيره را با وى بگفت .