را به مروان بنويسند ، گفتند : « اين نامى زشت است آن را واژگونه نويسيد . » كه هبط حق شد ( يعنى حق تنزل يافت ) گفتند : « اولى با همهء زشتى از اين قابل تحمل تر است . » و آن را پس آوردند .
در اين سال نبرد ابو عون در شهر زور رخ داد .
سخن از نبرد ابو عون در شهر - زور و حوادثى كه آنجا رخ داد
جبلة بن فروخ گويد : قحطبه ، ابو عون ، عبد الملك بن يزيد و مالك بن طريف ، هر دوان خراسانى را با چهار هزار كس سوى شهر زور فرستاد كه عثمان بن سفيان با مقدمهء عبد الله بن مروان آنجا بود .
گويد : ابو عون و مالك برفتند و در دو فرسنگى شهر زور فرود آمدند و يك روز و يك شب آنجا ببودند ، آنگاه به روز بيستم ذى حجه سال صد و سى و يكم به عثمان بن سفيان حمله بردند كه عثمان بن سفيان كشته شد و ابو عون مژده را همراه اسماعيل بن - متوكل فرستاد و خويشتن در ولايت موصل بماند .
بعضىها گفتهاند كه عثمان بن سفيان كشته نشد ، بلكه پيش عبد الله بن مروان گريخت و ابو عون اردوگاه وى را به غارت داد و پس از نبردى سخت بسيار كس از ياران وى را بكشت .
راوى گويد : قحطبه ، ابو عون را با سى هزار كس سوى شهر زور فرستاد كه ابو مسلم به دو چنين دستور داده بود .
گويد : وقتى خبر ابو عون به مروان رسيد كه در حران بود ، از آنجا حركت كرد ، سپاهيان شام و جزيره و موصل نيز با وى بودند . بنى اميه فرزندان خويش را با وى فرستادند و او سوى ابو عون روان شد تا به موصل رسيد ، آنگاه خندق كندن آغاز كرد و از خندقى به خندقى مىرفت ، تا به زاب بزرگ رسيد و آنجا