« ما شمشير او را بشكنيم « كه ما به وسيلهء آن هجا مىگوييم « و قصاص مىكنيم . » در اين سال ، با يزيد بن وليد ، ملقب به يزيد ناقص ( كاستى آور ) بيعت كردند .
وى را يزيد ناقص از آن رو گفتند كه آنچه را
وليد بن يزيد بر مقررى كسان افزوده بود و هر كس را ده بيشتر داده بود ، پس از كشته شدن وليد بكاست و مقررىهايشان را به وضعى كه در ايام هشام بن عبد الملك بوده بود باز برد .
گويند : نخستين كسى كه او را بدين نام ناميد ، مروان بن محمد بود .
على بن محمد گويد : مروان بن محمد ، يزيد بن وليد را دشنام داد و گفت :
« ناقص بن وليد » و كسان به اين سبب او را ناقص ناميدند .
در همين سال ، كار بنى مروان آشفته شد و كار فتنه بالا گرفت .
سخن از خبر فتنه هايى كه به سال صد و بيست و ششم رخ داد
از جمله فتنه ها آن بود كه ، از پس كشته شدن وليد بن يزيد ، سليمان بن هشام در عمان به پا خاست .
على بن محمد گويد : وقتى وليد كشته شد ، سليمان بن هشام كه در عمان به زندان بود ، از زندان درآمد و اموالى را كه آنجا بود بگرفت و سوى دمشق روان شد و بنا كرد وليد را لعن مىگفت و او را به كفر منسوب مىداشت .
و هم در اين سال ، مردم حمص به كسان عباس بن وليد تاختند و خانهء او را ويران كردند و به خونخواهى وليد بن يزيد برخاستند .