و هم در اين سال به گفتهء واقدى محمد بن على بن عبد الله بن عباس در - گذشت .
در اين سال ، محمد بن هشام سالار حج بود ، اين را از ابو معشر آوردهاند واقدى نيز چنين گفته است .
در اين سال عبد العزيز بن حجاج بن عبد الملك به حج رفت زنش ام سلمه دختر هشام بن عبد الملك نيز با وى بود .
يزيد ، وابستهء ابو الزناد گويد : محمد بن هشام را ديدم بر در ام سلمه كه سلام مىگفت و هداياى بسيار وى بر در بود . عذرگويى مىكردم و ام سلمه نمىپذيرفت چندان كه داشت از پذيرفته شدن هديهء خويش نوميد مىشد ، آنگاه بگفت تا هديه ها را بگرفتند .
عاملان ولايتها در اين سال همان عاملان سال صد و بيست و دوم و سال صد و بيست و سوم بودند كه از پيش يادشان كردهايم .
آنگاه سال صد و بيست و پنجم در آمد .
سخن از حوادثى كه بسال صد و بيست و پنجم بود
از جمله حوادث سال غزاى تابستانى نعمان بن يزيد بن عبد الملك بود .
وفات هشام بن عبد الملك بن مروان نيز در همين سال بود كه به گفتهء ابو معشر شش روز رفته از ماه ربيع الآخر بود . بنا بر اين خلافت وى به قول همگان نه سال بود ، بعلاوه هفت ماه و بيست و يك روز به گفتهء مداينى و ابن كلبى ، و هشتماه و نيم به گفتهء ابو معشر و هفت ماه و ده روز به گفتهء واقدى .
دربارهء مدت سنش اختلاف كردهاند .
هشام بن محمد كلبى گويد : به وقت وفات پنجاه و پنج ساله بود .