بلخ كرده بود و چون در اين سفر توفيق يافت عمارة بن معاويهء عدوى و محمد بن جراح عبدى و عبد ربه بن ابى صالح سلمى را پيش هشام بن عبد الملك فرستاد .
گويد : پس از آن بازگشتند و چون به ترمذ رسيدند ، دو ماه آنجا بماندند ، پس از آن جنيد مظفرانه به مرو رفت . خاقان گفت : « امسال اين جوان خوشگذران مرا هزيمت كرد ، سال آينده او را هلاك ميكنم . » گويد : جنيد عاملان خويش را بر گماشت و هيچ غير مضرى را عامل نكرد :
قطن بن قتيبه را عامل بخارا كرد ، وليد بن قعقاع عبسى را عامل هرات كرد ، حبيب بن مره عبسى را سالار نگهبانان خويش كرد و مسلم بن عبد الرحمان باهلى را عامل بلخ كرد .
گويد : نصر بن سيار عامل بلخ بود . مناسبات وى و باهليان به سبب رخدادهايى - كه در بروقان ميانشان بوده بود ، خصمانه بود . مسلم كس به طلب نصر فرستاد كه او را خفته يافتند و بياوردندش كه پيراهنى به تن داشت ، جامهء زيرين نداشت و جامهء خويش را گرفته بود . و پيراهن را به خويشتن مىپيچيد كه مسلم شرمگين شد و گفت : « يكى از پيران مضر را بدين وضع آوردهايد ؟ » پس از آن جنيد مسلم را از بلخ معزول كرد و يحيى بن ضبيعه را ولايتدار آنجا كرد . خراج سمرقند را نيز به شداد بن خالد باهلى سپرد .
گويد : سمهرى بن قعنب همراه جنيد بود .
در اين سال ابراهيم بن هشام مخزومى سالار حج بود . در اين سال نيز وى عامل همان ولايتها بود كه در سال پيش بوده بود و از پيش آن را ياد كردهام . عامل عراق خالد بن عبد الله بود و عامل خراسان جنيد بن عبد الرحمان بود .
پس از آن سال صد و دوازدهم درآمد
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4112
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٤١١٢