« و ما بوديم كه تركان را از پيش مردم كردر برانديم « اگر آنچه را به غنيمت گرفتهايم « براى ديگرى نهيد « بسا باشد كه مرد كرامت پيشه « ستم بيند ، اما صبورى كند » در همين سال ، خالد بن عبد الله نماز بصره و نگهبانى و حادثات ( احتساب ؟ ) و قضا را به بلال بن ابى برده داد و اين همه را بر او فراهم آورد و ثمامة بن عبد الله بن انس را از قضا برداشت .
در اين سال ابراهيم بن هشام سالار حج بود . ابو معشر و واقدى و ديگران چنين گفتهاند .
در اين سال عامل مدينه و مكه و طايف ابراهيم بن هشام بود .
عامل كوفه و بصره و همهء عراق خالد بن عبد الله بود .
عامل خراسان ، اشرس بن عبد الله بود .
آنگاه سال صد و يازدهم در آمد .
سخن از حوادثى كه به سال صد و يازدهم بود
از جمله حوادث سال اين بود كه معاوية بن هشام به غزاى تابستانى رفت در ناحيهء چپ و سعيد بن هشام به غزاى تابستانى رفت در ناحيهء راست و تاقيساريه پيش رفت .
واقدى گويد : به سال صد و يازدهم عبد الله بن مريم به سالارى سپاه دريا به غزا رفت و هشام ، حكم بن قيس منافى را بر همهء مردم شام و مصر امارت داد .
و هم در اين سال تركان سوى آذربيجان رفتند و حارث بن عمرو به مقابلهء آنها