تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3284

مساهمون:

ص٣٢٨٤
حريش دربارهء جنگ با ابن خازم شعرى گفت به اين مضمون : « بردن شمشير شبانگاه و سحرگاه « استخوان دست مرا از جاى ببرد « دو سال بود كه در منزلگاهى چشم بر هم ننهادم « مگر كه دستم روى سنگى متكايم بود . » آنگاه سال شصت و ششم در آمد .

سخن از حوادث مهم سال شصت و ششم

از جمله حوادث سال اين بود كه مختار بن ابى عبيد در كوفه به خونخواهى حسين بن على بن ابى طالب برخاست و عبد الله بن مطيع عدوى عامل ابن زبير را از آنجا بيرون كرد .

سخن از كار مختار و عبد الله بن مطيع و ظهور مختار در كوفه

اسماعيل بن كثير گويد : وقتى ياران سليمان بن صرد بيامدند ، مختار به آنها نوشت : « اما بعد ، خدا به سبب جدايى از ستمگران و نبرد منحرفان « پاداش شما را بزرگ كرد ، گناه از شما برداشت ، هر خرجى كه كرديد و « هر گردنه اى كه پيموديد و هر قدمى كه برداشتيد خدا به سبب آن درجه تان « را افزود و عمل نيكى برايتان رقم زد با افزايشهايى كه شمار آن را بجز « خدا كس نداند ، خوشدل باشيد كه اگر من برون آيم به اذن خداى ما بين « مشرق و مغرب شمشير در دشمنان شما نهم و ناچيزشان كنم و بكشم خدا ،
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3284 | محمد بن جرير الطبري / ابوالقاسم پاينده