گفت و به نزديك جمره كشته شد .
سعيد بن دينار گويد : او را به نزديك جمره ديدم كه شمشير از نيام در آورده بود ، جماعتى بودند كه خدا دستشان را بداشته بود او در ميانه پيش دويد و حكميت خاص خداست گفت و مردم بر او تاختند و خونش بريختند .
در اين سال عبد الله بن زبير سالار حج بود . عامل وى برد و شهر كوفه و بصره برادرش مصعب بود . قضاى كوفه با شريح بود . قضاى بصره با هشام بن هبيره بود ، عامل خراسان عبد الله بن خازم بود .
آنگاه سال هفتادم در آمد
در اين سال روميان به جنبش آمدند و بر ضد مسلمانان شام سپاه فراهم آوردند و عبد الملك با شاه روم صلح كرد كه هر جمعه يك هزار دينار به او بدهد كه از او بر - مسلمانان بيمناك بود .
در همين سال چنان كه محمد بن عمر گويد مصعب بن زبير به مكه آمد و مال بسيار همراه آورد و ميان قوم خويش و ديگران تقسيم كرد ، چهار پا و مركب و بار فراوان آورده بود . براى عبد الله بن صفوان و جبير بن شيبه و عبد الله بن مطيع مال بسيار فرستاد و قربان بسيار كشت .
در اين سال عبد الله بن زبير سالار حج بود .
عاملان وى بر ولايات در اين سال همان عاملانى بودند كه در سال پيش عهده - دار كمكها و قضا بوده بودند .
پس از آن سال هفتاد و يكم در آمد .