گويد : كسانى كه به زندان مغيره بودند خبر يافتند كه مردم شهر مصمم شدهاند همه خارجيانى را كه ميان آنها بودند برون كنند و بگيرند و معاذ بن جوين بن حصين در اين باب شعرى گفت به اين مضمون :
« اى جان فروختگان وقت آن رسيده « كه هر كس جان خويش را فروخته روان شود « از روى ندانستگى « در ديار خطاكاران ماندهايد « كه هر كدامتان را براى كشتن « شكار كنند .
« بر اين قوم دشمن حمله بريد « كه ماندنتان براى كشته شدن « كارى گمراهانه است « اى قوم سوى هدفى رويد « كه وقتى از آن سخن آريد « نكوتر باشد و عادلانه تر « اى كاش ميان شما بودم « بر اسبى نيرومند « با زره نه بىسلاح « اى كاش ميان شما بودم « و با دشمنتان نبرد مىكردم « كه جام مرگ را زودتر از همه « به من بنوشانند « براى من گران است كه شما
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2746
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٢٧٤٦