تا خونم را بريزند و چون بريختند ، خدا كسى را بر آنها تسلط دهد كه ذليلشان كند چندان كه خوارتر از كهنهء كنيز باشند . » گويد : پس به عراق آمد و به روز عاشوراى سال شصت و يكم در نينوى كشته شد .
محمد بن عمر گويد : حسين بن على در صفر سال شصت و يكم كشته شد ، در آن وقت پنجاه و پنج ساله بود .
ابو معشر گويد : حسين ده روز رفته از محرم كشته شد .
واقدى گويد : اين درستتر است .
زر بن حبيش گويد : نخستين سرى كه به نيزه كردند سر حسين بود . خدا از او خشنود باشد و بر روانش صلوات گويد .
هشام بن وليد گويد : وقتى حسين با كسان خود از مكه در آمد ، محمد بن حنفيه به مدينه بود .
گويد : خبر كشته شدن وى را وقتى شنيد كه در طشتى وضو مىكرد .
گويد : پس بگريست چندان كه شنيدم كه اشكهاى وى بطشت ميريخت .
يونس بن ابى اسحاق سبيعى گويد : وقتى عبيد الله خبر يافت كه حسين از مكه به كوفه مىآيد حصين بن نمير سالار نگهبانان را فرستاد كه در قادسيه جاى گرفت و از قادسيه تا خفان و هم از قادسيه تا قطقطانه و تا لعلع سواران نهاد و مردم گفتند :
« اينك حسين آهنگ عراق دارد . » محمد بن قيس گويد : حسين بيامد و چون به شيب وادى الرمه رسيد ، قيس بن مسهر صيداوى را سوى مردم كوفه فرستاد و همراه وى براى آنها چنين نوشت :
« به نام خداى رحمان رحيم « از حسين بن على به برادران وى از مؤمنان و مسلمانان .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2981
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٢٩٨١