گويد : پس معاويه غرامت وى را از بيت المال بداد و عبد الله را معزول كرد و گفت : « هر كه را مىخواهيد ولايتدار شهر شما كنم معين كنيد . » گفتند : « امير مؤمنان براى ما معين كند » گويد : معاويه رأى مردم بصره را دربارهء ابن عامر مىدانست از اين رو گفت :
« ابن عامر را كه اعتبار و عفاف و پاك سيرتى او را دانستهايد مىخواهيد ؟ » گفتند : « امير مؤمنان بهتر داند » معاويه اين سخن را مكرر مىكرد تا آنها را بيازمايد ، آنگاه گفت : « برادرزادهام عبيد الله بن زياد را ولايتدار شما كردم » على بن محمد گويد : معاويه به سال پنجاه و پنجم عبد الله بن عمرو را از بصره برداشت و عبيد الله بن زياد را ولايتدار آنجا كرد . عبيد الله نيز اسلم بن زرعه را بر - خراسان گماشت كه غزايى نكرد و جايى را نگشود .
گويد : « عبيد الله عبد الله بن حصن را سالار نگهبانان خويش كرد ، قضا را به زرارة بن اوفى داد ، سپس او را معزول كرد و قضا را به ابن اذينهء عبد ى داد .
در همين سال معاويه ، عبد الله بن خالد بن اسيد را از كوفه برداشت و ضحاك ابن قيس فهرى را بر آنجا گماشت .
در اين سال مروان بن حكم سالار حج بود ، اين را از ابو معشر روايت كردهاند .
آنگاه سال پنجاه و ششم در آمد .
سخن از حوادث سال پنجاه و ششم
در اين سال جنادة بن ابى اميه و به قولى عبد الرحمان بن مسعود به غزاى زمستانى به سرزمين روم رفت .