مهيا كرده بود بياورد كه در آن نگريستند و مسلمانان همسخن شدند كه آن را پيش عمر فرستند و آن را براى اين كار نهادند و نگهداشتند تا فراغت يافتند و آن را با خمسها كه مىبايد فرستاد ، فرستادند .
گويد : حذيفة بن يمان غنايم كسان را ميانشان تقسيم كرد ، سهم سوار از جنگ نهاوند ششهزار شد و سهم پياده دو هزار . حذيفه از خمسها به هر كس از مردم سخت كوش جنگ نهاوند كه خواست چيز داد و بقيهء خمسها را پيش سائب بن افرع فرستاد و سائب خمسها را بگرفت و با ذخيرهء خسرو پيش عمر برد . حذيفه از آن پس كه نامهء فتح نهاوند را فرستاد در انتظار حوادث و فرمان عمر در نهاوند بماند .
فرستادهء وى كه نامهء فتح را برد طريف بن سهم از طايفهء بنى ربيعة بن مالك بود .
گويد : وقتى مردم ماهان خبر يافتند كه همدان گرفته شد و نعيم بن مقرن و قعقاع ابن عمرو آنجا فرود آمدند ، به پيروى از خسرو شنوم كس پيش حذيفه فرستادند
كه منظورشان را پذيرفت و همگان دل به قبول دادند و مىخواستند پيش حذيفه روند اما دينار فريبشان داد . وى كوچكتر از شاهان ديگر بود ، شاه بود اما شاهان ديگر برتر از او بودند و برتر از همه قارن بود ، دينار گفت : « با شكوه و زيور پيش آنها نرويد ، خودتان را ندار وانماييد . » آنها چنان كردند و دينار با ديبا و زيور پيش مسلمانان رفت و شروط آنها را پذيرفت و هر چه مىخواستند برايشان برد كه با وى دربارهء مردم يكى از دو ماه پيمان كردند و ديگران به دو پيوستند و تبعهء او شدند ، به همين سبب ماه دينار نام گرفت و حذيفه آن را گرفته بود .
گويد : و چنان بود كه نعمان با بهزادان پيمانى همانند اين كرده بود و ماه ديگر به او انتساب يافت و هم او نسير بن ثور را به قلعه اى گماشت كه جمعى از پارسيان به آنجا پناهنده شده بودند كه با آنها پيكار كرد و قلعه را بگشود و به دو منسوب شد .
حذيفه به آنها كه در مرج القلعه مانده بودند و آنها كه در غضى شجر اقامت داشته
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 1955
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٩٥٥