حكم كند » گويندهء قوم پاسخ داد به اولى و آخرى حاجت نداريم و ميانى را مىپذيريم .
عطيه روايتى چون اين دارد و گويد : فرستاده سلمان بود .
ابن رفيل گويد : وقتى پارسيان را در آب هزيمت كردند و به كناره راندند و از كناره فرارى كردند همهء اموالشان را گرفتند مگر آنچه از پيش فرستاده بودند ، در خزاين خسرو سه هزار هزار هزار فراهم آمده بود كه يك نيمهء آن را به رستم داده بودند و نيمهء ديگر را در خزاين نهاده بودند .
ابو بكر بن حفص بن عمرو گويد : آن روز هنگامى كه هنوز مسلمانان به آب نزده بودند و محافظان براى تصرف كناره مىجنگيدند و سعد ايستاده بود و آنها را مىنگريست گفت : « به خدا فقط گروه خرساء يعنى گروه قعقاع بن عمرو و حمال بن مالك و ربيل بن عمرو مىتوانست مانند اين جماعت با دشمن بجنگد و كار را يكسره كند .
گروه عاصم گروه اهوال بود و گروه اهوال را كه هنرنماييشان را در آب و بر كناره ديده بود به گروه خرساء همانند مىكرد .
گويد : بعد از خرده حادثه ها كه به نفع و ضرر آنها رخ داد بانگ برآوردند و برفتند تا به گروه پيشرو پيوستند و چون با همهء گروه اهوال بر كناره جاى گرفتند سعد با مردم به آب زد . سلمان فارسى در آب همراه سعد بود و اسبانشان شنا كنان مىبرد .
سعد مىگفت : « حسبنا الله و نعم الوكيل به خدا كه خداوند دوست خويش را يارى مىدهد و دين خويش را غالب مىكند و دشمن خويش را هزيمت مىكند به شرط آنكه در سپاه طغيان با گناهى نباشد كه نيكيها را محو كند » .
سلمان به دو گفت : « اسلام نو ظهور است و درياها مطيع آنها شده و چنان كه دشتها مطيع آنها شده بود ، بخدايى كه جان سلمان به فرمان اوست از اسلام گروه گروه برون ميشوند چنان كه گروه گروه وارد آن شدهاند . »
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 1813
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٨١٣