راندند و از اردوگاه خويش دور كردند و زيد رحمه الله كشته شد و ثابت بن قيس سخن كرد و گفت : « اى گروه مسلمانان شما حزب خداييد و اينان حزب شيطانند ، عزت خاص خدا و پيمبر و احزاب اوست ، مانند من عمل كنيد » آنگاه به دشمن حمله برد و پسشان راند .
ابو حذيفه گفت : « اى اهل قرآن ، قرآن را به عمل زينت كنيد » و حمله برد و دشمن را عقب نشاند و او رحمه الله كشته شد .
خالد بن وليد حمله برد و به محافظان خود گفت : « مرا از پشت سر نزنند » و چون مقابل مسيلمه رسيد منتظر فرصت بود و مسيلمه را مىنگريست .
سالم بن عبد الله گويد : وقتى آن روز پرچم را به من دادند گفتم : « نمىدانم براى چه پرچم را به من دادهايد ، شايد گفتيد حافظ قرآن است و او نيز مانند پرچمدار پيشين پايمردى مىكند
تا كشته شود ؟ » گفتند : « آرى ، ببين چگونه عمل مىكنى » گفت : « به خدا حافظ قرآن بدى باشم اگر پايمردى نكنم » كسى كه پيش از سالم پرچم را به دست داشته بود عبد الله بن حفص بن غانم بود .
ابن اسحاق گويد : وقتى مجاعه به مردم بنى حنيفه كه مىخواستند ام تميم را بكشند گفت : « به كار مردان پردازند » گروهى از مسلمانان همديگر را ترغيب كردند و جانفشانى كردند و همگان بكوشيدند و كسانى از ياران پيمبر صلى الله عليه و سلم سخن كردند و زيد بن خطاب گفت : « به خدا سخن نكنم تا ظفر يابم يا كشته شوم شما نيز چون من عمل كنيد » . اين بگفت و حمله برد و ياران وى به دشمن حمله كردند .
ثابت بن قيس گفت : « اى گروه مسلمانان خودتان را بد عادت دادهايد ، اى گروه مسلمانان به من بنگريد تا حمله را به شما ياد دهم . » زيد بن خطاب رحمه الله در جنگ دشمن كشته شد .
سالم گويد : وقتى عبد الله بن عمر از جنگ يمامه بازگشت عمر به دو گفت : « چرا
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 1425
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٤٢٥