براى هر ده كس يك قربانى بود .
حديث ديگر از زهرى هست كه پيمبر با هزار و چند صد كس بود .
مسلمه گويد : هزار و چهار صد كس بوديم كه همراه پيمبر به حديبيه رفتيم .
ابن عباس گويد : كسانى كه زير درخت حديبيه با پيمبر بيعت كردند هزار و پانصد و بيست و پنج كس بودند .
عبد الله بن ابى اوفى گويد : به روز بيعت زير درخت هزار و سيصد كس بوديم و اسلميان يك هشتم گروه مهاجران بودند .
جابر بن عبد الله انصارى نيز شمار همراهان پيمبر را در سفر حديبيه هزار و - چهار صد كس گفته است .
زهرى گويد : چون پيمبر به عسفان رسيد بشير بن سفيان كعبى به دو رسيد و گفت :
« اى پيمبر ، قرشيان از آمدن تو خبر يافتهاند و بيرون شدهاند و او باش قوم را همراه دارند كه پوست پلنگ پوشيدهاند و در ذى طوى اردو زدهاند و قسم خوردهاند كه نگذارند وارد مكه شوى ، و اينك خالد بن وليد را با سواران خود به كراع الغميم فرستادهاند . » ابو جعفر گويد : بعضىها گفتهاند در آن هنگام خالد مسلمان شده بود و همراه پيمبر بود .
ذكر گويندهء اين سخن ابن ابزى گويد : پيمبر با قربانى برفت تا به ذى الحليفه رسيد و عمر گفت : « اى پيمبر بىسلاح و اسب پيش كسانى مىروى كه با تو در حال جنگند . » و پيمبر كس به مدينه فرستاد و هر چه اسب و سلاح بود بياوردند و چون نزديك مكه رسيد نگذاشتند وارد شود و سوى منى رفت و آنجا فرود آمد و خبر آمد كه عكرمة بن ابى جهل با پانصد كس برون آمده ، و پيمبر به خالد بن وليد گفت : « اى خالد اينك پسر عم تو با سپاه مىآيد . »
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 1111
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١١١١