به گفتهء ابن اسحاق فتح بنى قريظه در ذى قعده يا اوايل ذى حجه بود .
ولى واقدى گويد : چند روز از ذى قعده مانده بود كه پيمبر به غزاى بنى قريظه رفت و چون تسليم شدند بگفت تا در زمين گودالها بكندند و على و زبير در حضور پيمبر گردن آنها را مىزدند .
و هم به گفتهء واقدى زنى كه در آن روز به فرمان پيمبر كشته شد بنانه نام داشت و زن حكم قرظى بود كه سنگ آسيابى بر خلاد بن سويد انداخته بود و او را كشته بود و به قصاص خلاد گردنش را زدند .
درباره غزاى بنى المصطلق كه غزوه مريسيع نام گرفت اختلاف است .
مريسيع نام يكى از آبهاى خزاعه است كه در ناحيهء قديد و نزديك ساحل جاى دارد .
ابن اسحاق گويد : پيمبر در شعبان سال ششم هجرت به غزاى بنى المصطلق رفت كه تيره اى از خزاعه بودند .
ولى به گفتهء واقدى غزاى مريسيع در شعبان سال پنجم هجرت بود و هم به پندار وى جنگ خندق و بنى قريظه پس از غزاى مريسيع بود .
به گفتهء ابن اسحاق پيمبر پس از فراغ از كار بنى قريظه كه در اواخر ذى قعده يا اوايل ذى حجه بود ، ماه ذى حجه و محرم و صفر و ربيع الاول و ربيع الاخر را در مدينه گذرانيد و آن سال مشركان امور حج را به عهده داشتند .
سخن از حوادث سال ششم هجرت
از جمله حوادث اين سال غزاى بنى لحيان بود .
ابو جعفر گويد : پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم در جمادى الاول شش ماه پس از فتح بنى قريظه به خونخواهى خبيب بن عدى و ياران وى كه در رجيع كشته شدند آهنگ غزاى بنى لحيان كرد اما چنان وانمود كه سوى شام مىرود تا قوم را غافلگير