طرف به صلح بود در ميانه حايل شد و دو گروه از هم جدا شدند و زد و خوردى نبود .
بعضىها گفتهاند پرچم حمزه نخستين پرچمى بود كه پيمبر براى يكى از مسلمانان بست ولى چون گروه وى با گروه عبيدة بن حارث همراه بود اين خطا رخ داد .
گويد : از مطلعان شنيدهايم كه پرچم ابو عبيده نخستين پرچمى بود كه در اسلام بسته شد .
گويد : پس از آن در ماه ربيع الاخر پيمبر به آهنگ غزا و به طلب قريش برون شد و تا بواط رفت كه در ناحيهء رضوى بود و بازگشت و حادثه اى نبود .
و بار ديگر به آهنگ غزا و به طلب قرشيان برون شد و از راه تنگهء بنى دينار برفت تا به درهء ابن ازهر زير درختى فرود آمد و آنجا نماز خواند و نمازگاه وى آنجا هست ، و غذائى براى او ساختند كه از آن بخورد و كسان نيز با وى بخوردند و محل اجاق آنجا هست و از چاه آنجا كه مشيرب نام دارد آب براى وى آوردند ، سپس از آنجا برفت
تا در وادى ينبع به عشيره رسيد و بقيهء جمادى الاول و چند روز از جمادى الاخر را آنجا به سر برد و با بنى مدلج و بنى ضمره پيمان صلح بست و به مدينه بازگشت و حادثه اى نبود .
گويد : و چون پيمبر از غزوهء ذو العشيره باز آمد كمتر از ده روز در مدينه مانده بود كه كرز بن جابر فهرى كلهء مدينه را غارت كرد و پيمبر به تعقيب او برون شد و تا دره سفوان به حدود بدر رفت ، اما به كرز نرسيد ، و اين را غزوهء بدر اول گفتند .
پس از آن پيمبر به مدينه بازگشت و بقيهء جمادى الاخر و رجب و شعبان را آنجا گذرانيد و در اين اثنا سعد بن ابى وقاص را با هشت كس به غزا فرستاد .
واقدى گويد : در همين سال ، يعنى سال اول هجرت ، ابو قيس اسلت پيش
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 935
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٩٣٥