و عمليق و طسم و اميم پسران لوذ پسر سام پسر نوح بودند .
و عمليق پدر عمالقه بود كه قوم بربر فرزندان ثميلا پسر مارب پسر فاران پسر عمرو پسر عمليق از آنها بودند ، بجز صنهاجه و كتامه كه پسران فريقيش پسر قيس پسر صيفى پسر سبا بودند .
گويند قوم عمليق نخستين كسان بودند كه به عربى سخن كردند . و اين هنگامى بود كه از بابل در آمدند و آنها را با جرهم عرب عاربه ميگفتند .
و ثمود و جديس پسران عابر پسر سام پسر نوح بودند .
و عاد و عبيل پسران عوص پسر ارم پسر سام پسر نوح بودند .
و روم پسران لنطى پسر يونان پسر يافث پسر نوح بودند .
و نمرود پسر كوش پسر كنعان پسر نوح بود كه پادشاه بابل و حريف ابراهيم خليل الرحمان صلى الله عليه بود .
گويد : و عاد را به روزگارشان عاد ارم گفتند و چون عاد هلاك شد ثمود را ارم گفتند و چون ثمود هلاك شد ديگر فرزندان ارم را ارمان گفتند كه نبطيان بودند .
و همه اينان پيرو اسلام بودند و به بابل مقر داشتند تا نمرود پسر حوش پادشاهشان شد و به پرستش بتان دعوتشان كرد و پذيرفتند و شبانگاه زبانشان سريانى بود و هنگام صبح خدا عز و جل زبانهايشان را آشفته كرد و سخن همديگر را فهم نكردند .
فرزندان سام هيجده زبان داشتند و فرزندان حام هيجده زبان داشتند و فرزندان يافث
شصت و سه زبان داشتند و خدا عز و جل عاد و عبيل و ثمود و جديس و عمليق و طسم و اميم و بنى يقطن پسر عابر پسر شالخ پسر ارفخشد پسر سام پسر نوح را عربى آموخت و پرچمداران آنها در بابل بر ناظر پسر نوح بود .
و نوح چنان كه از ابن عباس روايت كردهاند زنى از بنى قابيل داشت كه پسرى آورد و نام او را بر ناظر كرد ، و فرزندان وى در مشرق در شهرى به نام معلون
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٤٨