حام بود .
گويد : و ارفخشد بن سام قينان را آورد و در تورات يادى از او نيست و در بارهء او گفتهاند كه شايسته نبود نامش به كتابهاى منزل بيايد از آن روز كه جادوگر بود و خويشتن را خدا خواند و در تورات مواليد به ارفخشد بن سام و به شالخ بن قينان بن ارفخشد منسوب شد و نام قينان به همان سبب كه مذكور افتاد به ميان نيامد .
گويد : و گفتهاند كه شالخ بن ارفخشد از فرزندان قينان بود و شالخ غاثر را آورد و غاثر دو پسر آورد يكى فالغ كه معنى آن به عربى قاسم است و اين نام را از آن رو يافت كه به روزگار وى زمين قسمت شد و زبانها آشفته شد و ديگرى قحطان نام يافت .
و قحطان يعرب و يقطان را آورد كه به سرزمين يمن فرود آمدند و قحطان نخستين كس بود كه پادشاهى يمن يافت و نخستين كس بود كه به درود او « ابيت اللعن » يعنى گزندت مباد گفتند چنان كه شاهان را گويند .
و فالغ بن غابر ، ارغوا را آورد و ارغوا ساروغ را آورد و ساروغ ناحورا را آورد و ناحورا تارخ را آورد كه نام وى به عربى از ربود
و تارخ ابراهيم صلوات الله عليه را آورد . و ارفخشد ، نمرود بن ارفخشد را آورد و مقر وى در ناحيه حجر بود .
و لاوذ بن سام ، طسم و جديس را آورد و مقرشان در يمامه بود . و نيز لاوذ عمليق بن لاوذ را آورد و مقر وى در حرم و اطراف مكه بود و بعضى فرزندان وى به شام پيوستند و عماليق از آنها بودند و نيز لاوذ اميم را آورد كه فرزند بسيار داشت و بعضىشان در مشرق به نزد جامر پسر يافث رفتند .
و ارم بن سام ، عوص را آورد و مقر وى احقاف بود ، و عوص ، عاد را آورد .
اما حام بن نوح ، كوش و مصرايم و قوط و كنعان را آورد . نمرود جبار بابل پسر كوش بن حام بود و ديگر فرزندان حام سوى سواحل مشرق و مغرب و نوبه و
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٤٦