شرافتى از شرافت اسلام بالاتر نيست ، ولى افسوس ابناء اين عصر شرافت را در پيروى كردن تمدّن مادّى اروپائيان كه عبارت است از پودر زدن صورت مانند زنان و فكل آويختن به گردن مانند . . . . . ، و تربيت كردن سگان مانند يزيد بن معاويه ، بىناموسى و بىغيرتى و بىحميتى مانند خوكان ، و دست به گردن شدن با زنهاى نانجيب در هر كوچه و گذر مانند رمهء خرى كه در چراگاه بر همديگر سوار شوند و چون دستهء سگ نرى كه در فصل بهار به عقب مادهسگى افتند . مىدانند ولى خود آنها پى به حقائق اين دين مبين برده ؛ اين قسم كه مسلمانان دسته دسته از دين خارج شده ، آنها دسته دسته داخل اين دين مىشوند . در مجلّات و مقالات خود چه تمجيداتى از اين شريعت و تنقيداتى از شرايع ديگر مىكنند ، چقدر جاى اسف و حسرت است ! !
اگر طالب عزّتى ، عزّتى از تقوى بالاتر نيست .
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
« 1 » فرمود بعد از اين خطاب :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا »
« 2 » .
اگر پناهى براى خود مىخواهى بهتر از ورع هيچ معقل « 3 » نيست . چنان كه
هامش
- البيت نيست » .
( 1 ) - الحجرات : 13 . : « بىشكّ گرامىترين شما نزد خداوند پرهيزكارترين شما است » .
( 2 ) - الحجرات : 13 . : « اى مردم ، ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را به صورت شاخهها و تيرهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد » .
( 3 ) - سنگر و پناهگاه .