كسى كه مرگ در عقبش و بهشت و دوزخ در جلواش باشد ديگر جاى بيكار نشستن و حرف بيهوده زدن ندارد .
در وصف اهل ايمان فرمود :
« وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً »
« 1 » .
و از اهل نيران « 2 » حكايت نموده كه يكى از اسباب دخول در آتش
« وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ »
« 3 » .
« من علم أنّ كلامه من عمله قلّ كلامه إلّا فيما يعنيه » « 4 » .
يكى از معصومين بر مجالس يكى از ابطالين گذشت فرمودند كه : « تو املا مىكنى و ملائكه بنويسند ببين در نامهء خود چه نوشتهاى ؟ ! » .
سيم از براى زكات بجاآورندگاناند .
فعن الصّادق عليه السّلام : « من منع قيراطا من الزّكوة فليس هو بمؤمن و لا مسلم
هامش
( 1 ) - الفرقان : 72 . : « و چون بر بيهوده و ناپسند بگذرند با بزرگوارى بگذرند » .
( 2 ) - اهل آتش ، جهنّميان ، دوزخيان .
( 3 ) - المدّثّر : 45 . : بزهكاران در جهنّم به پاسخ اهل بهشت كه : چرا كارتان به آتش انجاميد ؟ گويند : « ما با ياوهگويان ياوه مىگفتيم » .
( 4 ) - نهج البلاغه : حكمت 349 . : و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل است كه فرمود : « و آن كه دانست گفتارش از كردارش به حساب آيد ، جز در آنچه به كار اوست زبان نگشايد » . و در كتاب شريف كافى ( 2 / 116 / 19 ) مسندا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل است كه فرمود : « من رأى موضع كلامه من عمله قلّ كلامه إلّا فيما يعنيه » ، يعنى : « هركه محلّ سخنش را از كردارش بيند ( يعنى سخنش را از كردارش شمارد و آن را بيشتر از هر كارش داند ) سخن گفتنش كم شود ، مگر دربارهء آنچه برايش سودمند باشد » .