او آغاز كرد تأكيد نموده است . « 1 » و ريچارد بل از خصلت عينى و عملى فعاليت او ، حتى به عنوان پيامبر ، سخن گفته است . « 2 » تور آندرائه (
Tor Andrae
) ، از نظرگاه روانشناختى تجربهء حضرت را بررسى كرده و به اين نتيجه رسيده است كه اين تجربه راستين بوده است . همچنين بر آن بود كه او براى روزگار و نسل خود پيام پيامبرانهء [ وحيانى ] داشته است . « 3 »
از نظر مخالفان ، به بعضى از احاديث بيشتر از گواهى خود قرآن توجه شده است .
همچنين به اين واقعيت كه محمدى كه ما مىشناسيم ، براساس همهء شواهد و ظواهر جسما و روحا سالم بوده است ، كم ارج نهادهاند . باورنكردنى است كه فردى مصروع يا دچار هيسترى ، يا اسير فشار و حملات هيجانات ، بتواند رهبر لشكركشىهاى نظامى ، يا رهبر دورانديش يك دولت - شهر و يك جامعهء دينى روبهرشد باشد . حال آنكه حضرت محمد [ ص ] همهء اين مسئوليتها را داشت . در اينگونه مسائل على الاصول مورخ بايد عمدتا بر قرآن تكيه كند ، و حديث را فقط تا آنجا كه با نتايج قرآنپژوهى هماهنگ در مىآيد بپذيرد . قرآن با آنكه بدون محابا تخطئه و سرزنشهاى مخالفان حضرت را ثبت و ضبط كرده است ، هيچچيزى دربرندارد كه بتواند مؤيد احتمال بيمار بودن حضرت باشد .
مخالفان در واقع مىگفتند كه او مجنون است ، ولى مرادشان يا اين بود كه آنان مىانديشيدند كه سلوك و رفتار او مجنونانه است ، يا گفتار او را الهام جن مىانگاشتند ، چنانكه در مورد كاهنان اين اعتقاد وجود داشت . اگر آنان مىتوانستند به نشانهء روشنى از بيمارى در او اشاره كنند ، بىشك چنين ادعايى به گوش ما مىرسيد . بنابراين برداشتهاى [ خصمانه يا جاهلانهء ] قرون وسطا بايد كنار گذارده شود ، و حضرت محمد [ ص ] به عنوان شخصيتى شناخته شود كه صادقانه و با صدق نيّت و ايمان درست پيامهايى ابلاغ مىكرده است كه اعتقاد داشته از جانب خداوند به او رسيده است .
هامش
( 1 ) . در دائرة المعارف اسلام ، طبع اول ، مقالهء محمد .
( 2 ) .Origin , esp . 71 - 83 .( 3 ) .Mohammed , the Man and his Faith , esp . 47 - 52 .