نخستين گام به سوى برداشتى تعديليافتهتر را تامس كارلايل برداشت . او اين انديشه را كه يك مدعى بىحقيقت و كذاب ، بنيانگذار يكى از بزرگترين اديان جهان باشد ، مضحك و نامعقول مىشمرد . « 1 » محققان مختلف بعدى همين طرز تلقى را دنبال كردند و كوشيدند كه صدق و اخلاص محمد [ ص ] را اثبات كنند ، اما گاهى اين كار را به قيمت انكار سلامت عقل او انجام مىدادند . گوستاوويل (
Gustav Weil
) در پى اثبات اين ادعا بود كه حضرت گرفتار صرع بوده است . « 2 » الويز اشپرنگر (
Aloys Sprenger
) پا را از اين هم فراتر گذاشت و ادعا كرد كه حضرت علاوه بر آن بيمارى ، دچار بيمارى غش و حمله ( هيسترى ) هم بوده است . « 3 » سرويليام ميور (
Sir William Muir
) ، از نو نغمهء كهن ادعاى پيامبر دروغين بودن حضرت را ساز كرد . تصوير و توصيفى كه او از حضرت ارائه مىكند از اين قرار است كه حضرت در ايام دعوت مكى ، پيامآور و موعظهگرى پاكدل و پاك انديش بود ، ولى چون به مدينه رفت ، به طمع موفقيت دنيوى در دام شيطان افتاد . « 4 »
مارگوليوت (
D . S . Margoliouth
) ، بىهيچ محابايى او را متهم مىكند كه عالما و عامدا مردم را سردرگم كرده است . و اشاره مىكند كه در تاريخ معنويت ، انسانهايى كه قواى خارق العاده داشتهاند ، سر از شيادى درآوردهاند . « 5 »
تئودور نولدكه ، در عينحال كه بر واقعيت و حقانيت الهام پيامبرانهء حضرت محمد [ ص ] تأكيد مىكند ، و احتمال بيمارى صرع او را رد مىكند ، بر آن است كه او دستخوش هيجانات و عواطف زورآورى بوده است كه سرانجام او را به آنجا مىرساند كه باور كند كه با غيب و الوهيت تماس دارد . « 6 » محققان اخير در مجموع نظر مساعد دارند ، و معتقدند كه حضرت محمد [ ص ] كاملا صديق بوده و با حسن نيت و ايمان صادق عمل كرده است . فرانتس بوهل (
Frants Buhl
) بر اهميت تاريخى و تأثيرگذار نهضت دينيى كه
هامش
( 1 ) .On Heroes , Hero - Worship , and the Heroic in History , Various editions , Lecture II , , The Hereo as Prophet : Mahomet : Islam' ( 8 may 1840 ) .( 2 ) .Mohammed der Prophet , Stuttgart , 1843 ; cf . p . 174 above .( 3 ) .Cf . p . 174 above .( 4 ) .Cf . 174 above .( 5 ) .Mohammed and the Rise of Islam , London . 1905 .( 6 ) . قس تاريخ قرآن ، نولدكه - شوالى ، ج 1 ، ص 1 - 5 ، و بخش متناظر با آن در طبع اول .