محمد بن على بن الحسين بن مقله ، واضح خط بود . . . » ص 1286 ، س 19 :
چنان كه پيشتر ياد كردم ، نسخهء ما در اين بخشها ، نونويس است و كاتب خود اخبار خليفگان را باختصار آورده است .
« اخبار المقتدر باللَّه » برگرفته از نسخهء فا است ، و گفتنى در اين بخش بسيار آمده است كه همانند آن در ديگر منبعها ديده نمىشود .
ص 1286 ، س 23 :
واژهء « پس » به معناى « پسر » در اين متن يك دو بار آمده است .
ص 1291 ، س 3 :
ابو احمد ، در اينجا كنيهء وزير : عبّاس بن حسن است .
ص 1293 ، س 12 :
در متن نسخهء ما عبارت چنين است : به سراى مهدى / طاهر شد . . .
ص 1298 ، س 2 :
عبارت نا خوانا است : ديباى زربفت مسعل ( ؟ ) ص 1315 ، س 12 :
مادر القاهر ، در نسخهء ما « ظلوم » خوانده شده است . بر حسب ذيل تاريخ طبرى ( ترجمه ، ج 16 ، ص 6969 ) و الانباء فى التاريخ الخلفا ( ص 127 ) و نيز تجارب السّلف ، نام وى قبول است .
ص 1315 ، س 18 :
صورت درست نام وزير القاهر : محمّد بن على بن مقله ، كه در فارس بود و عبيد الله بن كلواذى او را نيابت كرد ، از ذيل تاريخ طبرى ( ترجمه ، ج 16 ، ص 6970 ) و مروج الذهب ( ج 2 ، ص 694 ) است .
ص 1315 ، س 18 :
دربارهء حاجب القاهر ، مسعودى مىنويسد ( ترجمهء مروج الذهب ، ج 2 ، ص 653 ) :
« سلامه كه به نام مؤتمن شهره بود . . . بعدها حاجب چند خليفه شد كه قاهر و راضى از آن جمله بودند ، و اكنون يعنى به سال سيصد و سى و دوم ، در خدمت متّقى است » .
نخجوانى نكته اى دربارهء قاهر و گدايى او مىنويسد ( تجارب السّلف ، ص 214 ) :
« روزى ديدند كه در جامع منصور صدقه مىخواست نه از درويشى ، بلكه مرادش تشنيع بود بر مستكفى خليفه » .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1624
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٦٢٤