« مدت خلافت معتضد ده سال و هشت ماه و سه روز بود ، و به ديگر روايت : نه سال و نه ماه و دو روز ، و در تاريخ جرير راست ده سال گويد . . . » « ولَّى صبيحة هذه الليلة - سنة 279 - بويع لابى العبّاس المعتضد باللَّه بالخلافة ، فولَّى غلامه بدرا الشرطة ، و عبيد الله بن سليمان بن وهب الوزارة و محمّد بن الشاه بن ميكال الحرس و حجبة الخاصّه و العامة صالحا المعروف بالامين ، فاستخلف صالح خفيفا السمرقندى . . . » ( تاريخ طبرى ، ج 13 ، ص 2133 ) .
ابن اثير دوران خلافت معتضد را هفت سال و نه ماه و سيزده روز مىداند ! ( الكامل ، ج 7 ، ص 514 ) .
« . . . پس نوروز بنهاد كه آن را در تقاويم نيروز معتضدى نويسند . . . و معتضد عظيم مشفق بودى بر فرزندان امير المؤمنين على عليه السّلام ، و هرگز كسى را از ايشان نكشت . . . » ( مجمل التواريخ و القصص ، ص 368 ) .
ابو القاسم عبيد الله بن سليمان بن وهب ، وزارت معتضد داشت . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 13 ، ص 2133 ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 625 .
نكته اى بديع از ترفند قاسم بن عبيد الله ، در مرگ معتضد ، در مجمل التواريخ و القصص ( ص 369 ) آمده است كه خبر آن را در طبرى نيافتم :
« . . . معتضد از بيمارى بمرد به بغداد اندر سال دويست و هشتاد و نه » ، و پسرش ابو محمّد به رقّه بود . پس وزير او قاسم بن عبيد الله بفرمود طبيب را تا مغز او از قفا بشكافتند و پر كردند از صبر و زنگار ، تا بوى نگيرد و گونه نگرداند ، و آلات شكمش بيرون كردند و از بوى خوش بياگندند ، و جامهء پوشيدند ، و غلامى بر تخت شد و او را به بر باز گرفت ، پشت به مسند باز داده ، و قصب بر روى فرو گذاشته ، اندكى صورت پيدا بود ، تا بزرگان اندر آمدند و سلام كردند ، و وزير جواب مىداد .
پس گفت : امير رنجور است ، تخفيف كنيد ، و مردم باز مىگشتند ، و چندين بار چنين بكرد ، و اين كار پوشيده بماند ، تا پسرش مكتفى از رقّه باز آمد ، و بيعت تازه كردند . . . » ص 1285 ، س 25 :
طبرى دربارهء نام مادر مكتفى مىنويسد ( تاريخ ، ج 13 ، ص 2280 ) .
« . . . و امّه امّ ولد تركيّة تسمّى جيجك » . نيز ر . ك : الانباء فى تاريخ الخلفاء ، محمّد بن على . . . عمرانى . به اهتمام تقى بينش ، ص 115 .
ص 1286 ، س 3 :
« و فى ذى القعدة لاثنتى عشرة ليلة خلت منها - سنة 295 - توفى المكتفى باللَّه و كانت خلافته
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1622
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٦٢٢