ص 805 ، س 8 :
در متن ما و نسخه ها « خالد بن جرير بن عبد الله القشرى » آمده است و در متن عربى تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1098 ) خالد بن جرير بن عبد الله القسرى ، با نسخه بدل « القرشى » .
ص 816 ، س 12 :
نامهاى پسران عبد الملك در متن ما و منبعهاى ديگر يكسان نيست . متن ما پانزده پسر را نام مىبرد .
در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1174 ) از شانزده پسر ياد مىكند ، افزون بر آنكه ابو بكر را همان « به كار » مىداند ، و سعد را سعيد . در اين متن عنبسه ، ياد شده كه در متن ما نيامده .
تاريخ يعقوبى نيز چهارده پسر را ياد مىكند كه از آن ميان حجّاج و عنبسه در متن ما نام برده نمىشود . ( ترجمه ، ج 2 ، ص 233 ) سعد نيز در تاريخ يعقوبى سعيد خوانده شد .
در الكامل نيز ( ج 4 ، ص 519 ) نام پسران ، پانزده است . ابو بكر را همان « به كار » مىخواند ، و سعد را نيز سعيد .
ص 817 ، س 16 :
ملك جغانيان در متن ما « عمرو الاعور » خوانده شده است . در متن تاريخ طبرى ، ( ج 8 ، ص 1180 ) عبارت همانند متن است و نام ملك « بيش » ( ن . ل : تيش ) :
« . . . فلمّا قطع النهر تلقّاه بيش الاعور ملك الصغانيان بهدايا و مفتاح من ذهب فدعاه الى بلاده . . . » .
ابن اثير ، در الكامل ( ج 4 ، ص 523 ) ، عين ماجرا را مىآورد ، اما از ملك چغانيان نام نمىبرد :
« . . . فقطع النهر ، فتلقّاه ملك الصّغانيان بهدايا و مفاتيح من ذهب و دعاه الى بلاده . . . » .
ص 837 ، س 10 :
اميرى مكه با « خالد بن عبد الله القسرى » است در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، صص 31 - 1230 ) . افتادن نام « خالد » از متن ما ، ظاهرا از شيوهء متعارف فارسىزبانان است كه نام پدر را به جاى نام پسر مىآورده اند . طبرى مىگويد :
« و فى هذه السنة ولَّى الوليد بن عبد الملك مكّة خالد بن عبد الله القسرى فلم ، يزل واليا عليها الى ان مات الوليد . » ص 841 ، س 3 :
نمونه اى از موردهاى بسيار كه مترجمان گرامى متن تاريخنامه ، اشاره به كوتاهى محمّد بن جرير طبرى در نقل ماجراها كرده اند و مىگويند :
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1570
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٥٧٠