« كرمان را مسلمانان در سال 23 ه . ق در دورهء خلافت عمر خطاب فتح كردند ، و در كوههاى كرمان با اقوام بيابانگردى به نام كوچ ( Koc ) يا قفص ( qofs ) و بلوچ يا بلوص مواجه شدند . » ( دايرة المعارف فارسى ، ج 1 ، ص 444 ) .
ص 549 ، س 2 :
رتبيل ، صورت درست وجه هاى گوناگون اين كلمه در نسخه ها است ، و اينك در درستى اين كلمه جاى شك نيست . براى بررسى وجوه تسميهء اين واژه ر . ك : گفتار شادروان عبد الحىّ حبيبى دانشمند افغانى : آريانا ، شمارهء 3 و 4 سال 24 « رتبيلان زابل و رتبيل و پيل » ، دكتر محمد ابراهيم باستانى پاريزى ، يغما ، سال 18 شمارهء 9 : « رتبيل و پيل » .
ص 552 ، س 7 :
پاسخ بو موسى به عمرو اشاره به گفتار پيامبر ع - اقطع عنى . . . - پيشتر ، در تعليقهء « ص 280 ، س 20 - 19 » آمده است . افزون بر آن منابع كه ياد كردم ر . ك : طبقات ابن سعد ، ج 4 ، قسم 2 ، صص 16 - 15 .
ص 552 ، س 20 :
« تهادوا تحابّوا ، هديت دهيد و ستانيد تا يك ديگر را دوست داريد . » ( شرح فارسى شهاب الاخبار ، ص 81 ، چاپ دوم ، ص 312 ) .
« تهادوا تحابوا . گفت پيامبر صلَّى الله عليه : هديه دهيد كه هديه كينهء دل ببرد . هديه دهيد يك ديگر را كه هديه عداوت ببرد . هديه دهيد تا يك ديگر را دوست باشيد . . .
« بعضى از حكما گفتند كه هزار نقش خوب اگر بر روى خويش بنگارى در دلها چنان جاى نگيرد كه سيبى به كسى دهى .
« گويند كه اعمش در مسجد نشسته بود و تلميذان پيش روى وى نشسته . قاضى بو يوسف بگذشت . اعمش گفت : اين كيست ؟ گفتند : ابو يوسف است . گفت : اراح الله المسلمين من شر هذا الظالم الغشوم . گفت : خداى مسلمانان را از شر اين بيدادگر خائن بازرهاناد . هم در روز اين خبر به بو يوسف رسيد . آن شب او را چهار صد درم ، و دستى جامه به اعمش فرستاد .
« بامداد اين بر در مسجد مىگذشت . اعمش گفت : اين كيست ؟ گفتند : ابو يوسف .
گفت : زاد الله فى المسلمين مثله . خداى تعالى در مسلمانان چون وى بيفزاياد . تلميذان به گفت و گوى درآمدند . اعمش گفت : اى فرزندان ، مرا ملامت مكنيد كه او مرا دوش چهار صد درم و دستى جامه فرستاد و مرا دوست خويش گردانيد كه پيغامبر صلعم گفت : تهادوا تحابوا » .
( ترك الاطناب فى شرح الشهاب ، صص 76 - 385 ، فيض القدير . . . ، ج 3 ، ص 271 ) .
تفسير قول رسول ص از هديه به رشوه مايهء عبرت است .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1545
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٥٤٥