تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
عبد الله را بكشتند و آن سپاه از ميان دريا به هزيمت سوى معاويه شدند . پس معاويه اندر سال بيست و هشت با سپاه به غزو شد و از حمص به دريا اندر نشست و به شهرى شد از شهرهاى روم برابر حمص نامش قبرس ، و آن را بگشادند . و خراج ملك الرّوم بدان شهر هفت هزار هزار درم بود . معاويه آن بستد و با ايشان صلح كرد بر آنكه روميان را بر مسلمانان يارى نكنند ، و چون روميان بيايند مسلمانان را آگاه كنند و مسلمانان را يارى دهند . اين صلح بكرد و باز گشت و باز حمص شد ، و عثمان را نامه كرد به فتح . و بدين سال مردم بصره از بو موسى الاشعرى گله كردند . عثمان او را باز كرد و بصره عبد الله عامر [ كريز ] را داد . و اندر اين سال بسيار عمّال فرستاد به هر جايگاهى ، و ديگران را باز كرد . عمير بن عثمان را به خراسان فرستاد . و او از جيحون بگذشت و به فرغانه شد و باز به خراسان آمد . و عبيد الله بن معمر التميمى را به مكران فرستاد . و عبد الله بن عمير را از سجستان معزول كرد و عاصم بن عمر بن الخّطاب را بفرستاد . و اين همه ولايت را يك سال بيش نداشتند مگر عبد الله بن عامر بن كريز كه او را از بصره باز نكرد . و چون سر سال ببود ديگران را همه باز كرد و عبيد الله بن معمر را از مكران باز كرد و به پارس فرستاد . و عاصم بن عمر را از سجستان باز كرد و عمرو بن المفضل را بفرستاد . پس مردمان پارس بر عبيد الله بن معمر بشوريدند و او را بكشتند به اصطخر . عثمان نامه كرد به عبد الله بن عامر بن كريز تا از بصره با سپاه به پارس شد و بسيار از مردمان اصطخر بكشت به خون عبيد الله ، و نامه كرد كه پارس را يك امير نتواند داشتن . عثمان نامه كرد كه پنج امير بنشان و خود باز آى . عبد الله پنج امير بنشاند و باز بصره آمد . و عثمان به خراسان سه امير فرستاد يكى احنف بن قيس ، و مرو الرود او را داد و آن ناحيتها تا در هرات ، و حبيب بن قرّة اليربوعى را بلخ داد و طخارستان ، و قيس بن هبيرة السلمى را به نشابور فرستاد و خالد بن عبد الله و امين بن احمر [ يشكرى ] را باقى خراسان داد . و سال بيست و نه عثمان به حجّ شد ، و اين ششم سال بود از خليفتى عثمان . و
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 582 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي