الاكبر آمد . فا و فب : ندارد اين بخشها را .
ص 343 س 12 : ص و صب : بيرون از مضمون و محتوا ، عبارتها هم بسيار به هم نزديك است . فب : ندارد اين بخشها را .
ص 344 س 10 : ص و صب : * ( أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً 18 : 60 ) * . گفتا من نياسايم تا ميان دو دريا نرسم و او را نگفت چه قصّه است گفتا طعام برگير .
س 24 : ص و صب : همى نگريست و عجب همى داشت و گروهى گفتند . . . فب : ندارد .
ص 345 س 13 : ص و صب : ماهى راه برگرفت و به دريا اندر شد موسى را ياد آمد .
س 24 : ص و صب : گفتا ترا متابع باشم تا مرا علم آموزى . فب : ندارد اين بخش را هم .
ص 346 س 3 : ص و صب : موسى گفتا مرا صابر يا بى و ترا بىفرمان نشوم اگر خدا خواهد .
س 24 : ص و صب : چندانكه گنجشكى بر پهلوى كشتى بپريد و منقار فرو كرد و يك منقار آب برداشت فب : ندارد اين بخش را .
ص 347 س 22 : ص و صب : * ( فَلا تُصاحِبْنِي 18 : 76 ) * . و اگر موسى اين حكم نكردى بر خويشتن خضر بدين زودى از وى جدا نشدى پس موسى نكتهء حديث كشتى و آن كشتن غلام و حديث آن ديوار از خضر باز خواست خضر موسى را . . . فب : ندارد اين را .
ص 348 س 11 : صب : نام او مندل بن جلند الازدى . ص : مندك بن جلند الازدى . فب : ندارد اين را .
ص 349 س 8 : ص و صب : كيف يكسل . گفتا شگفت دارم از آن كس كه ثواب خداى را بيقين است كه بر طاعت بدهد چگونه كسلانى كند .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 922
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٩٢٢