تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
آل او بكوش . پس چون بر در مسجد رسيدى در آنجا بايست و بگو : * ( « اللَّهمّ أعنّى على نسكى و سلَّمه لى و سلَّمنى منه ، اسألك مسألة العليل الذّليل المعترف بذنبه أن تغفر لي ذنوبى و أن ترجعنى بحاجتى ، اللَّهمّ انّى عبدك و البلد بلدك ، و البيت بيتك ، جئت اطلب رحمتك ، و أبتغى مرضاتك ، متّبعا لأمرك ، راضيا بقدرك اسألك مسألة المضطرّ اليك ، المطيع لامرك ، المشفق من عذابك ، الخائف لعقوبتك ، أسألك أن تلقينى عفوك ، و تجيرنى برحمتك من النار » ) * . « خدايا در گذراندن قربانيم ياريم فرماى ، و آن را از شائبه هر عيب و نقص پيراسته ساز ، و مرا از عهدهء انجام آن سالم بدر آور . من بمانند سؤال كردن بيمار خوار بيمقدار معترف بگناه از تو مسألت ميكنم كه گناهانم را بر من بيامرزى ، و با حاجت برآورده بوطنم بازگردانى . خدايا من بندهء توام ، و اين شهر شهر تو ، و اين خانه خانهء تو است ، آمده‌ام تا رحمتت را طلب كنم ، و خشنوديت را بجويم ، در حالى كه فرمان تو را مطيع ، و بتقدير تو راضيم . بمانند سؤال كردن پناهندهء به تو ، مطيع فرمان تو ، نگران از عذاب تو ، هراسان از عقاب تو از تو مسألت ميكنم كه عفوت را بر من القاء كنى ، و بفيض رحمت خود از آتش دوزخ پناهم دهى » .

( آمدن بسوى حجر الاسود )

سپس بسوى حجر الاسود مىآئى ، و آن را استلام ميكنى ، اگر نتوانستى پس آن را
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 458 | الشيخ الصدوق / صدر الدين بلاغي / بلاغي