و چون محرم شكار را بكشد جزاى آن بر عهدهء او است ، و ميبايد تا شكار را بر مسكينان صدقه كند . پس اگر بار ديگر صيدى را از روى عمد بكشد ، جزاى آن بر او نيست ، و او از كسانى است كه خدا از ايشان انتقام ميگيرد ، و اين انتقام در آخرتست ، و اين مضمون قول خداى عز و جل است كه گفت : « خدا از آنچه گذشته است گذشت ، و كسى كه - گناهان را - اعاده كند خدا از او انتقام ميگيرد » ولى در صورتى كه شكارى را بزند ، و پس از آن از روى خطا آن را اعاده كند ، پس در هر نوبت كه اعاده كرد كفاره اى به او تعلق ميگيرد .
و هر كار كه محرم از روى جهالت انجام دهد ، در برابر آن چيزى بر ذمّهء او نيست ، مگر شكار كه فديهء آن بر ذمّهء او است . پس اگر از روى عمد مرتكب آن شود هم فديهء آن را بر ذمّه دارد ، و هم گناه آن را .
و باكى نيست كه محرم ماهى را شكار كند ، و تازهء آن و نمك سود آن را بخورد ، و توشه اى از آن بسازد . پس اگر ملخى را بكشد ، يك دانه خرما بر ذمّهء او است ، و يك دانه خرما از يك ملخ بهتر است . پس اگر تعداد ملخ بسيار باشد ، خون گوسپندى بر ذمّهء او است .
2732 - و ابو جعفر عليه السّلام بر مردم گذشت ، در حالى كه ملخ ميخوردند ، پس فرمود : سبحان الله ! و شما محرميد ؟ ! گفتند : اينها از دريا هستند . گفت : اگر چنين
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٥٩