تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
ضمير خوش نميداشتند ، پس بنزد جعفر بن محمّد عليهما السّلام آمد ، و با جمعى از امثال خود در محضر آن حضرت بنشست ، و آنگاه گفت : مجالس اماناتست ، و هر كس كه سرفه اى داشته باشد ، ناگزير ميبايد سرفه كند . آيا مرا اجازهء سخن گفتن ميدهى ؟ امام فرمود : سخن بگوى ، گفت : تا كى شما اين خرمن را ميكوبيد ، و به اين سنگ پناه ميبريد و اين بيت برآورده با آجر و كلوخ را پرستش ميكنيد ؟ و همچون اشتران رم كرده گرد آن هروله مينمائيد ؟ كسى كه در اين باره تفكَّر كند ، يا حقيقت آن را بر آورد نمايد ، خواهد فهميد كه اين كاريست كه غير حكيمى و غير صاحب نظرى آن را تأسيس كرده ، پس اكنون تو در اين باره سخن آغاز كن ، زيرا كه تو سر رشته دار اين كار و بزرگ آن هستى ، و پدرت پايه و نظام آنست . پس امام صادق عليه السّلام شروع كرده فرمود : بيگمان كسى كه خدا او را گمراه كرده و قلبش را كور ساخته ، حقّ را بر طبع خويش گران مىيابد ، و از اين رو آن را گوارا نميدارد ، و شيطان دوست و سرپرست او مىشود ، و او را بمهالك درمىافكند ، و بيرون نمىآورد ، و اين - يعنى كعبه - بيتى است كه خدا بوسيلهء آن خلق خود را به بندگى خويش درآورده ، تا با آمدن بسوى آن طاعتشان را بيازمايد ، و از اين رو ايشان را به بزرگداشت و زيارت آن تهييج كرده ، و آن را محلّ پيمبران خود ، و قبلهء نمازگزاران براى خويش قرار داده ، پس آن ، شعبه اى از رضوان او ، و طريقى منتهى