دياليكتيك ، معقول نيست . " به يارى خدا در اين باره بحث خواهد شد " .
نتيجه اين سخن نيز اين مىشود كه منطق قديم از اعتبار افتاده و تضعيف گردد . « 1 »
" پاسخ "
اما در جواب مطلب اخيرشان يعنى عدم اعتقادم به ذات و ذاتى براى اشياء ، و اينكه ذات شيئى ، جز ارتباط آن با ساير اشياء ، چيز ديگرى نيست ، بايد گفت كه مقتضى سخن خود آنها نيز اين است كه براى اشياء ، ذاتى را بايد تصور نمود تا آنگاه ارتباط ، بر آن عارض شود .
ضمير " ش " در سخن آنها كه مىگويند : " حقيقت شيئى همان ارتباطش است " ، براى اشاره به ذات است ، بنابراين ايرادى را كه بر منطق گرفتهاند بىمورد است ، زيرا بحث آنها در اين است كه حقيقت انسان
هامش
( 1 ) - حاصل سخنان " ژرژ پوليستر " در اين باره چنين است : در منطق دياليكتيكى به هيچ وجه اشياء ثابت نمىمانند و هر چيزى در طول زمان در حركت است و هيچ چيز به حالت كنونى خود نمىماند همچنين مىگويد :
حركت ديناميكى " ذاتى " در تمام اشياء است .
" فرانسيس هالبواكس " گويد : " عالم مجموعهاى منظم از اجزايى است كه هر يك در ديگرى اثر مىگذارد . و تنها راه براى شرح دادن و تعريف كردن يك موجود به نحو كامل ، آن است كه ارتباط آن را با ساير اشياء بيان كنيم " ما نيز منكر اين سخن نيستيم اما آنان مىخواهند چنين نتيجهگيرى كنند كه ذات اشياء همين ارتباط است و بس
دكتر ارانى مىگويد : منطق جامد ، اجزاء طبيعت را ممتاز و جداى از يكديگر مىداند و اما منطق دياليكتيكى هر مفهومى را در حال تحول و تكامل مىنگرد " . و همو گويد : تفكر منطقى جز ربط اشياء چيز ديگرى نيست . مفهوم شناخت ، چيزى جز ارتباط دو شيئى ، نيست " .