ندارند و به موضوعى نيازمند مىباشند كه آنها را حمل كند .
* * *
كم
كم عرضى است كه ذاتا قبول قسمت مىكند مانند سطح جسم ، و آن بر دو قسم است : متصل و منفصل .
متصل آن است كه بين اجزائش ، حد مشترك وجود دارد مانند سطح و خط « 1 » و منفصل آن است كه بين اجزاء آن حد مشتركى موجود نباشد مانند اعداد .
كيف
و آن هيئتى ثابت است كه حركت در آن راه ندارد " بر خلاف حركت و فعل و انفعال " ، و همچنين نسبت و قسمت هم در آن راه ندارد " بخلاف اضافه و كم " مانند : مستقيم بودن خط و علم و شجاعت و ترس .
اين
و آن عبارت است از هيئت حاصل از بودن شيئى در مكان خاص مانند هيئت بودن على در خانه .
" متى "
و آن عبارت است از هيئت حاصل از بودن شيئى در زمان خاص . مانند
هامش
( 1 ) - مراد از حد مشترك ، اين است كه نسبت شيئى به هر دو جزء ، به تساوى باشد بگونهاى كه بتوان آن را ابتداء يا انتهاء هر يك قرار داد مانند اجزاء خط . بر خلاف اعداد ، زيرا عدد 4 مثلا حد مشترك بين دو عدد 3 و 5 نيست ، بگونهاى كه بتوان آن را ابتداء يا انتهاء هر يك قرار داد . . .