پذيرفته شده باشد مانند " عدل نيكو است " و " ظلم زشت است " و يا مانند " زشتى خريد و فروش در روز چهارشنبه " در نزد پارهاى از مردم .
البته پارهاى از مشهورات ، قضاياى اوليهاند و بنابراين قبول آنها واجب است اينگونه قضايا از آنجهت كه اوليهاند از مبادى برهان ، و از آنجهت كه از مشهوراتند ، از مبادى جدل مىباشند .
ابن سينا - مشهورات را از اقسام مسلمات مىداند و بنابراين مسلمات در نزد وى عبارت از قضايايى است كه در نزد عموم مردم يا نزد خصم ، پذيرفته شده باشند .
مشهورات بر دو قسمند :
1 - مشهورات عامه كه قضاياى فراوانى از آنها منشعب مىشوند ، مانند : " ظلم زشت است " كه قضاياى ديگرى مانند زشت بودن " زدن يتيم " و " هتك عالم " و " توهين به صاحبان حق " از آن انشعاب مىشود و مانند " تربت معلول بر علت " - كه مىتوان قضاياى زيادى را از آن انشعاب نمود و يا مانند " مقارنات " « 1 »
اين قسم از مشهورات را " موضوع " مىنامند .
2 - مشهورات خاصه - كه نمىتوان قضاياى ديگرى را از آنها انشعاب نمود . اين قسم از مشهورات در هر زبانى ، فراوان يافت مىشوند مانند اين مثلهاى فارسى : كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من - سيلى نقد به از حلواى نسيه - از آب گلآلود ماهى مىگيرد . . .
جدل بر دو قسم است : احسن و غير احسن . احسن آن است كه مقدمات آن از مشهورات عمومى باشد و گفته شده كه مراد از آيه شريفه ،
" وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ "
نيز همين قسم است . لكن ظاهر بعضى از
هامش
( 1 ) - يعنى استفاده از تقارن حالات [ كه خود موارد زيادى دارد ] مثل اين شعر سنائى :بحرص از شربتى خوردم مگير از من كه بد كردم * بيابان بود و آب سرد و تابستان و استسقا