راه خدا وبه حساب أو شمشيرهاى خود را كشيدند . نصر وپيروزى از سوى خداوند
متعال نصيب آنان گرديد وبه فتح وپيروزى نايل آمدند . ما همه آن اعدا ودشمنان را
كشتيم وتا آخرين نفر از بين برديم وفانى ساختيم . حمد وسپاس خداى را كه خون شما
را گرفت ودر بين دشمنانش آتش را افروخت وسينه هاى ما وشما مؤمنان وشيعيان را
تشفى بخشيد . من هم اكنون سر عبيد الله بن زياد ملعون وسرهاى ديگر نزديكان
وأصحاب پيروان وهواداران بنى أمية را به طرف شما مىفرستم ، آنان كه در قتل
وشهادت سيد ومولاي ما أبا عبد الله الحسين الشهيد ( ع ) شركت داشتند ، تا اين امر
موجب آرامش قلب شما گردد . امر ، امر شما ونهى ، نهى شما است . والسلام
در اختيار امام سجاد ( ع )
وقتي نامه مختار همراه سرهاى شرك ونفاق ، به محمد بن حنفيه در مدينه رسيد
وآن را خواند ، به سجده شكر افتاد ودر مقابل اين عنايت ونصرت الهى به شكر
وسجده پرداخت . آنگاه سر ابن زياد را به خدمت برادر زاده اش امام علي بن حسين ( ع )
فرستاد . آورنده سر وقتي وارد محضر آن امام همام گرديد كه آن حضرت مشغول تناول
غذا بود . سر آن خبيث را پيش امام قرار دادند .
امام ( ع ) گفت : " الحمد لله رب العالمين . سپاس خداى را كه انتقام خون ما را
گرفت . من بر اين لعين وقتي وارد شدم كه سر پدر بزرگوارم را بر أو وارد ساختند وأو
غذا مىخورد . گفتم خدايا مرا نميران تا سر ابن زياد را به هنگام خوردن غذا مشاهده
نمايم ومن اكنون مشغول غذا خوردن بودم . حمد وسپاس خداى را كه دعاى مرا
مستجاب فرمود . "
سپس امام فرمود تا آن سر را به مكة به سوى ابن زبير ببرند . هواداران ابن زبير
اين سر را روى چوب نى بلندى قرار دادند كه باد آن را به حركت درمىآورد . روزى
ماري از زير زبان أو سقوط كرد وبيني أو را فرا گرفت . سر أو بالاى نى بود . مردم آن را
تماشا مىكردند واز تكرار تاريخ تعجب مىكردند وبه أو لعن مىفرستادند . همچنان