در آن لحظه ها بود كه سپاه كمكى وانبوه ابن زياد فرا رسيد . هنگامى كه فرار
وهزيمت سپاه پيش آهنگ را ديدند ، اين امر بر آنان خيلى سنگين وباور نكردنى آمد
وابن زياد رو به آنان نمود وگفت : " اى تاريك دلان ! واى مردان جلف ! شما گروه
صد هزار نفرى از جمعيت چهار وپنج هزار نفرى فرار مىكنيد ؟ آنان چهل هزار نفر
شما را به هلاكت رسانده اند ؟ پس هم اكنون همراه من بياييد . "
آنان همراه با دويست هزار نفر سپاهيان ابن زياد به راه افتادند ومجموعا
دويست وشصت هزار نفر بودند كه به سراغ سليمان وياران أو شتافتند ، وباقيمانده
آنان ، مجموعا سه هزار نفر بودند . 1500 نفر از آنان به فيض شهادت نايل آمده بودند .
ابن زياد همراه آنان به سير خود ادامه داد ، تا روز سوم به أصحاب سليمان اشراف
پيدا نمودند . هنگامى كه سليمان شجاع ، سپاه انبوه ابن زياد را ديد ، أصحاب وياران خود
را به جنگ وجهاد ، تشويق وتحريض نمود وفرمود : " در راه خدا جهاد كنيد .
خداوند متعال اين جهاد در راه خدا را بر شما مبارك گرداند . "
آنان شروع به جهاد نمودند ويكباره همانند تنى واحد يورش بردند وقتال
شديدي انجام گرفت . آنان تا غروب مىجنگيدند ، تا اين كه تاريكى بين دو گروه
متخاصم فاصله افكند ودو گروه را از هم جدا ساخت ، در حالي كه از ياران سليمان ،
يك هزار نفر بيشتر باقي نمانده بود وبقيه به فيض لقاى الهى شتافته بودند . آنان به رو به
سليمان گفتند : " شما مىدانيد ما چهار هزار وپانصد نفر بوديم ، اكنون جز اين تعداد
محدود از ما باقي نمانده است وابن زياد با جمعيتى قريب به 240 هزار نفر آماده كارزار
مىباشد واگر فردا نيز به جنگ وقتال بپردازيم ، از جمعيت ما چيزى باقي نخواهد ماند .
راه صواب آن است كه ما از فرات عبور كنيم وپل را بشكنيم وبه كوفه برسيم وشعار
" يا لثارات " را سر دهيم وپس از گردآورى هواداران ، به ديدار دشمن خدا ورسول
( ص ) أو بشتابيم . "
سليمان در پاسخ گفت : " هر كسى از شما عاشقانه به سوى مرگ مىشتابد وحيات
وزندگى را مكروه مىشمارد ، باقي بماند وهر آن كس كه چنين حال وهوايى را ندارد ،
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٧١