أو ابن زياد لعين را زير شكم شتر قوى هيكلى بست وتازه از كار بستن أو فارغ
شده بودند كه سليمان بن صرد ، همراه چهار هزار وپانصد نفر از سواركاران وهمراهان
خود به أو رسيدند وعمر بن جارود را محاصره واحاطه نمودند ، در حالي كه همگى با
صداى بلند شعار " يا لثارات الحسين ( ع ) " را سر مىدادند .
ابن جارود گفت : " كمي مهلت دهيد . خداوند شما را مورد عفو قرار دهد . از چه
كسى خونهاى حسين وياران أو را مىطلبيد ؟ "
سليمان خطاب به أو گفت : " به ما خبر رسيده است كه ابن زياد ملعون همراه شما
است وأو را به شام مىبريد . "
گفت : " تقوا پيشه سازيد . ما در شب تاريك قرار نداريم واكنون در يك بيابان
خشك وبدون علفى بسر مىبريم وروز روشن است . همه را تفتيش وبازرسى كنيد . "
آنان ، به دقت آن جمع را مورد بازرسى قرار دادند ، ولى اثرى از ابن زياد نيافتند
وبه حيله وتوطئه آنان نيز پى نبردند . پس از آن برگشتند وراه آنان را آزاد گذاشتند
وشروع به بازگشت نمودند .
سليمان خطاب به آنان گفت : " به كجا بر مىگرديد ؟ آن فردى كه به من خبر داده
است كه ابن زياد از بصره به قصد شام خارج شده است ، فرد راستگو وصادقي است .
بهتر است ما در راه به كمين بنشينيم ودر انتظار أو باشيم ، تا أولا انتقام خون أولاد رسول
خدا ( ص ) را از أو بگيريم وثانيا أموال ودارايى بنى أمية را كه همراه أو است ، دريافت
كنيم ونگذاريم احدى كه در راه قتل حسين ( ع ) با آنان همراهى وهمكارى نموده
است ، جان سالم به در ببرد . "
ياران أو گفتند : " ما همگى در أطاعت وفرمان تو هستيم واحدى از ما نيست كه
از أطاعت فرمان تو سرپيچى نمايد . "
أبو مخنف مىافزايد : هنگامى كه ابن زياد وهمراهان أو از سليمان بن صرد
وياران أو فاصله گرفتند واطمينان پيدا نمودند كه دوباره به آنان نخواهند رسيد ، ابن زياد
را از زير شكم شتر بازگشودند ودر هودج نشاندند . ابن زياد در اثر اين تدبير وحيله اى
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٦٧