تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦

[ فوايدى چند : ]

1 - در آيهء نخستين ، اشاره‌اى وجود دارد كه اقرار كننده ، داراى معرفت و شناخت به مورد اقرار است . پس در اين صورت با اشتراط بلوغ ، عقل و رشد داخل آن مىگردد . 2 - در آيهء دوّم و سوّم اشاره به وجوب حكم بر عليه اقرار كننده به آنچه اقرار نموده است وجود دارد . همانند آنكه بنيّه اقامه شده باشد . از اين رو آن را « شهادت » مىتوان ناميد . پس « اقرار » يكى از دلايل حكم واقع مىشود . 3 - در آيهء چهارم اشاره وجود دارد بر وجوب اقرار به حقّ لازم به نفع مقرّ . چون خداوند مىفرمايد : [ 257 ]
« كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ » ؛
« برپادارندگان عدل و قسط باشيد » و امر نيز « دالّ بر وجوب » مىباشد . 4 - در آيهء سوّم
« وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي » ؛
يعنى : « عهدى » . « عهد » از آن جهت « إصر » ناميده شد كه تشديد و توثيق مىنمايد . و « يوصر » يعنى « يشّد » و « آصار » وسيله‌اى است كه با آن چيزى را محكم مىبندند و محكم مىسازند ، به عهد و ميثاق از آن نظر اصر گفته شده است كه وفا به عهد ، در آن شديد و سخت است .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 576 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي