خطاب به عبد يا كنيز خودش ، جوان من ، با دختر جوان من بگويد و نگويد بندهء من يا كنيز من » . « 1 »
خلاصه آنكه در آيات مذكوره ، تصريحاتى بر مشروعيّت وكالت در اين شريعت نيست ، پس نمىتواند حجّتى بود باشد ؛ مگر آنكه با آيهء دوّم به عنوان استدلال مىتوان نمود .
به اين ترتيب كه اين آيه حكايت داستان قوم صالح و جمعيت خداجوى مىباشد و در مقام مدح آنان است . اگر آنان شايستهء چنين مقامى نبودند ، خداوند متعال ذكر آنان را بازگو نمىكرد ولى در آيهء بعث حكمين جانى كه مىفرمايد :
[ 219 ]
« حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها )
« 2 » اشاره به مشروعيت وكالت وجود دارد .
از اين رو گفته شده است . برانگيختن همان « توكيل » مىباشد .
بدان كه متعلّق وكالت هر نوع امر مشروعى است كه غرض شارع به انجام آن صورت مىپذيرد ، اعمّ از مباشرت در تمام عقود ، فسخها و ايقاعات مگر در ظهار ، ايلاء و لعان ، نذر ، عهد ، يمين و جز مواردى كه مباشرت مستقيم خود فرد ، مورد نظر شارع است ، مانند تقسيم بين زوجات و مباشرت معاصى آنان . اما در مورد عبادات تفصيل آن گذشت و در صحّت توكيل با اثبات يد بر مباحات خلافى وجود دارد كه نزديكترين رأى جواز آن مىباشد . البته « وكالت » و جزئيّات آن ، در كتابهاى فقهى به صورت مبسوط بحث شده است .
* * * تعدادى از عقود و ايقاعات : امّا مقدّمه : پس در آن يك آيه مىباشد :
[ 220 ]
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ؛ »
« 3 » « اى افرادى كه ايمان آوردهايد ، به عقدها و پيمانها وفا نماييد » .
گفته شده است هر آيهاى كه با كلمهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا »
آغاز گرديده است ، آن آيه در شهر « مدينه » نازل شده است و هر آيهاى كه با
« يا أَيُّهَا النَّاسُ »
آغاز گرديده است ، در « مكّه » نازل شده است .
هامش
( 1 ) . زبدهء البيان ، محقّق اردبيلى ، شماره ، 367
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء ، 34
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 1 .