43 - كتاب جنايات ( يا قانون كيفرى )
قانون كيفرى يا قصاص يكى از قوانين حياتبخش جوامع انسانى است چون « من احيا نفسا فكانّما أحيا النّاس جميعا » ، يا
« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ »
.
در اين كتاب چند آيه است :
[ 414 ] آيهء اوّل :
« مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً » ؛
« بدان سبب بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين ، بكشد ، همانند آن است كه همهء انسانها را كشته است ، و هر كس انسانى را از مرگ نجات بخشد ، همانند آن است كه همهء انسانها را نجات و حيات بخشيده است » .
گفته مىشود : « من اجل ذلك » با فتح و كسر همزه يعنى « به سبب آن » و فرقى نمىكند آن كلمه چه سبكى باشد ؛ علّت فاعلى باشد يا علّت غائى و « من » براى ابتداى غايت است ، زيرا حدوث و پيدايش هرچيز ، سرچشمهء سبب و علّت وجودى آن مىگردد و جامهء هستى به خود مىپوشد و گاهى به جاى « من » حرف « لام » مىآيد و گفته مىشود : « لأجل ذلك »
و آيه اشاره به داستان و سرگذشت فرزندان آدم و در نهايت « قتل قابيل و هابيل » را دارد .
تشبيه به قتل جهانيان
و « به غير نفس » تا آخر آيه ، يعنى به جهت قصاص ، و فساد و تباهى در زمين كه موجب قتل است ، نباشد . و در تشبيه اوّل « فكانّما » چند قول و نظر مختلف وجود دارد :
1 - هدف تشبيه آنست كسى كه انسانى را به ناحق بكشد ، به منزلهء كسى است كه همهء مردم را كشته است چرا كه به خاطر آن كارش ، ديگران از او نفرت و عداوت و دشمنى در دل دارند و خصم او هستند .
2 - به معناى اين است كه نتيجهء آن جنايت و گناه ، بسيار سنگين و عظيم و بزرگ است همانند آنست كه همهء جهانيان را كشته است .