تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 872

مساهمون:

ص٨٧٢
شده است كه فقط بر تبعيد از شهر خودش بسنده مىشود و كار ديگرى صورت نمىگيرد . * * *

[ 413 ] آيهء دوّم :

« إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ، فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » ؛
« 1 » « مگر آنان كه پيش از آنكه بر آنها دست يابند ، توبه كنند ، پس بدانيد كه خداوند بخشنده و مهربان است » . نزد ما و شافعى اين استثناء از حقوق خداى متعال است كه با توبه مورد عفو قرار مىگيرد امّا حقوق آدمى و حقّ النّاس از قبيل : قتل و جرح و زخم و اموال جز با قصاص و أداى آن ساقط نمىشود ، به اين ترتيب اگر عين مال موجود باشد ، بايد عين آن را رد كند و اگر عين موجود نيست ، قيمت آن را بدهد ، و مقيّد كردن زمان توبه به قبل از دست‌يابى و به چنگ آمدن ، اشاره به اين است كه حصول توبه بعد از دست‌يابى ، موجب سقوط حدّ نمىشود ، گرچه عقاب و عذاب أخروى را ساقط مىكند . * * *
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 34 . اما از كجا و چگونه معلوم مىشود كه توبه كرده است ، جاى سؤال باقى است ؟ شايد از رفتار و كردارش فهميده مىشود .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 872 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي