پس به اين ترتيب حضرت ، « رسول ( ص ) » ، اوقات « سوده » و « جويريه » و « صفيّه » ، « ميمونه » و « ام حبيبه را به تأخير انداخت و هر زمان كه مىخواست ، پيش آنها مىرفت امّا « عايشه » ، « و حفصه ، أم سلمّه و « زينب » را نگهداشته و چهار شب را ميان آنها تقسيم كرد .
قائلين به عدم وجوب قسمت ، به اين عمل پيامبر ( ص ) استدلال كردهاند . در حالى كه اين حكم از احكام خاصّهء حضرت پيامبر مىباشد ، و آن اندازه از تقسيم ليالى را كه انجام داده است ، تفضّلى از جانب وى بر زنانش بوده و خواسته است عدل را طلب نمايد و به او نسبت جور داده نشود و اين همان چيزى است كه بين اصحاب ما شهرت دارد .
4 ) اين آيه در مورد زنانى است كه نفس خود را به پيامبر هبه نمودهاند ، كه در اين صورت معناى آيه اين است كه : هر كدام از آنها را خواستى به تأخير انداز و هر كدام را كه خواستى ، به نزد خود فراخوان .
« وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ » ؛
يعنى : زنانى را كه بر كنار ساختى ، مىتوانى به نزد خود فراخوانى و نيز دوباره بعد از آن ، آنان را به تأخير اندازى » و در تمام اين موارد گناهى بر تو است .
« ذلِكَ أَدْنى »
اشاره به اين است كه : تخيير بين جاى دادن نزد خود و يا تأخير هر كدام از آنها . براى روشنى چشم آنان ، و غمگين نشدنشان و رضايت خاطر آنها ، نزديكتر است ، چرا كه حكم تمام آنها مساوى خواهد بود .
اگر تو بين آنها رعايت مساوات نمايى ، آن را از احسان و تفضّلى از جانب تو مىيابند و امّا اگر بعضى را بر بعضى ديگر برترى دهى ، مىدانند كه آن حكم خداست و قلوبشان آرامش مىگيرد .
گفته شده است كه اين اشاره به جواز بازگشت زنان عزل شده ، به سوى توست ، چون وقتى آنها اين معنا را بدانند ، مىدانند كه طلاق داده نشدهاند و اميدوار مىشوند كه تو به سوى آنها بازخواهى گشت و باقى آيه واضح است .
* * *
[ 331 ] آيهء ششم :
« لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً »
« 1 » ؛
هامش
( 1 ) . سورهء مباره احزاب ، آيهء 52 .