و زنى كه طلاق مباراتى داده شده است ، واجب است . طبق اين اقوال ، « متعه » به همان معناى اصطلاحى ، إراده شده است .
سوّم اينكه : ممكن است « وجوب اعطاى متعه » از احكام مخصوص به پيامبر اسلام باشد ، چنان كه خود « تخيير » نيز از اين نوع احكام است و اين صحيحترين جواب است . « 1 »
3 - علما در حكم « تخيير » بر چند قول مىباشند :
قول اوّل : اگر شخص زنش را بين جدايى و ماندن مخيّر نمايد و زن شوهر خود را اختيار كند ، ازدواج باقى مىماند . امّا اگر خودش را اختيار كند ، يك بار طلاق محسوب خواهد شد . اين قول ، قول ابن مسعود ، ابو حنيفه و اصحاب وى مىباشد .
قول دوّم : اگر زن خودش را اختيار نمايد ، سه بار طلاق محسوب مىگردد و اگر زوجش را انتخاب كند ، يك طلاق واقع مىگردد . اين نظر نيز متعلّق به زيد و مالك است .
قول سوّم : كه اگر مراد زوج از تخيير « طلاق » باشد ، طلاق صورت مىگيرد و الّا لغو خواهد بود كه اين نظر ، نظر مذهب شافعى است .
قول چهارم : طلاق با آن صورت نمىگيرد و « تخيير » فقط از خواصّ پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىباشد . اگر آن زنان نيز ، وقتى حضرت آنها را مخيّر نمود ، خودشان را انتخاب مىكردند ، از وى جدا مىشدند . امّا براى كسى غير از پيامبر ( ص ) اين حكم جايز نيست ، كه اين از امام صادق ( عليه السّلام ) به اين بيان روايت شده است كه : « مردم را با تخيير چه كار است ؟ اين چيزى است كه فقط خداوند به رسول خدا اختصاص داده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . در فلسفه تعدّد زوجات پيامبر خدا گفتگو فراوان رخ داده است . ظاهر امر اينست در هر كدام از اين ازدواجها بيش از آنكه جنبههاى غريزى مطرح شده باشد . جنبههاى تبليغى و ارشادى نهفته است و هر كدام از اين ازدواجها داراى نكته و ضرورتى در تبليغ و رساندن مسئوليّت خطير پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بودهاند و دليل اين امر وجود زنانى در بين اين زوجات بوده است كه اوقات خود را به ديگر همسران بخشيدهاند يا طبق آيه شريفه« وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ »بىآنكه هدف زناشويى داشته باشد برخى از آنان به اين اميد به همسرى آن حضرت نائل مىآمدند كه تنها نام مقدّس آن بزرگوار را داشته باشند و اين تعدّد تا سال نهم هجرى جريان داشته است . پس از نزول آيه تجديد به چهار زن رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ديگر ازدواجى نداشته است و از بين همسران تعداد زنان سالمند كم نبوده است جز عائشه ، زينب بنت حجش ، صفيّه كه در ازدواج با آنان نكاتى نهفته است و نوعا سالمند بودهاند . در تفصيل اين ازدواجها مىتوان به كتاب « همسر رسول خدا ( ص ) » اثر مترجم مراجعه كرد .
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 237 .